هنر معماری عصر هخامنشیان
هنر ایران در دوره هخامنشیان نه ابتدایی است و نه ساده.
 هنر این دوره بار نفوذ و تاثیرات چندی را به دوش می کشید و شاید بتوان سهم هریک از اسوه‌های بیگانه را در آن روشن کرد . کلده و آشور بهترین تاثیر را در هنر عصر هخامنشی بخشیدند. ساختن صفحه های مصنوعی و پله هایی که دو طرف آن حجاری شده است از بناهای کرده و آشور تقلید شده و در دره دجله و فرات ، نظیر کلده  در ساختمان بنا ، آجر به کار می بردند. در تخت جمشید کف زمین،  چهارچوب و ستون ها را از سنگ کرده اند ، اما دیوارها از خشت بود از این رو اکنون نشانه‌ای از آنها باقی نمانده است.
 صورت سازی های درگاه ها،  بالای طاق نماها و پاگرد پله ها اقتباس از آشور بود. به تقلید از معماری آشور تندیس های بزرگ مدخل بنا را نگه می دارد، اهورامزدا در هوا بال گشوده و هاله ای دورادور وی را گرفته است که یادآور قرص خورشید می باشد ، شاه بر تخت نشسته و بندگانش اطراف وی را گرفته اند.
اما ویژگی بسیار برجسته‌ای که معماری عصر هخامنشی را از سبک بنا سازی آشور جدا می‌کند، اهمیت زیادی است که در معماری هخامنشیان به ستون داده می شود و حال آنکه در معماری آشور ستون سازی از اهمیت چندانی برخوردار نبوده است. به کار بردن ستون در بناها تقلیدی بود که ایرانیان از تالار بزرگ معبد تب در مصر کرده بودند .براین تنها پس از فتح مصر به دست کمبوجیه بود که ایرانیان به فکر برافراشتن ستون‌های خیاره دار با عظمتی افتاده‌اند که با گذشت ۲۵ قرن هنوز پا برجاست.
از زمانی که انسان روستانشینی را برای ادامه زندگی خود اختیار کرد ، به این فکر افتاد که برای خود سرپناهی که او را از گزند سرما و گرما و حیوانات درنده و غیره در امان نگه دارد بسازد برای این کار از مصالح موجود یعنی خاک و آب و چوب که در اطراف او یافت می‌شد ، استفاده کرده و بدین ترتیب یک سرپناه چهارگوش ، بیضی و یا دایره شکل را برپا داشته و یک ورودی نیز به آن اضافه کرد. در مناطقی که چوب فراوان بود ، سقف پناهگاه ها و خانه ها را با تیرهای تهیه شده از تنه درختان می پوشاندند و اگر ابعاد اتاق ها بزرگتر بود ، در گوشه های دیوارها نیز تیرهای چوبی هم به خاطر استحکام بخشیدن به دیوارها و هم جهت کمک به سنگینی سقف، به کار برده می شد و روی صفحه ها را با ترک های نازک و حتی شاخه و برگ درختان و غیره پوشانده و سپس با یک لایه ضخیمی از گل آنرا اندود می کردند. به تدریج با افزایش جمعیت و نیاز به خانه‌های بزرگ تالار فکر به کارگیری ستون ، به ویژه در تالارها ، جهت جلوگیری از خمیدگی تیرهای سقف ، موجب گردید که انسان ، ابتکار جدیدی از خود نشان داده و ستون های چوبی را در معماری مورد استفاده قرار بدهد. بکارگیری این نوع ستون در معماری ایران، از هزاره ششم پیش از میلاد شروع شده و در دوران های بعدی به صورت های مختلف و برای نگه داشتن سقف سرپناه ، استفاده شده ولی به علت چوبی بودن ستون ها ، همه آنها بر اثر مرور زمان پوسیده و از بین رفته و تنها ستونهای سنگی و خشتی آنها باقی مانده است. در این رابطه مهمترین بناهایی که در آن ستون های چوبی به کار رفته است تالارهای ستون‌دار حسنلو ، واقع در جنوب دریاچه ارومیه می باشد که از این لحاظ در زمره بهترین و پیشرفته ترین بناهای ستون‌دار ایرانی به شمار می‌روند که قدمت آنها به قرن پنجم پیش از میلاد می‌رسد .
همانگونه که در شکل گیری و تکامل هنر ‌تجملاتی هخامنشی، هنر مادها نقش مهمی را برعهده داشته‌اند ، در سایر دسته های هنری به ویژه معماری و ایجاد تالارهای ستون دار نیز ، معماری مادها بی‌تأثیر نبوده و هخامنشیان در بنای آپادانا ها به طور یقین از تالارهای ستون‌دار مادها تاثیراتی پذیرفته و آنها را با ویژگی خاص در پاسارگاد، شوش و بویژه در تخت جمشید به درجه نهایت تکامل هنری رسانیده و با جنگلی از ستون و سرستون هایی که تا کنون نظیرش در سایر کشورها مشاهده نشده ، آنچنان عظمت،  شکوه و جلال و جمال ای به کارهای خود بخشیده اند که بعد از ۲۵۰۰ سال ،هر بیننده را به چنان  تفکری وا می دارد که گویی در بناهای مربوط به آنها به مورد اجرا گذاشته شده است .
در ستون های این دوره از پاسارگاد گرفته تا شوش و تخت جمشید نیز مطرح شده و مشهود می‌باشد .زیرا ترکیب و تلفیق و در آمیختن شیوه های هنری گوناگون کشورهای مختلف از جمله یونان ، مصر ، آسیای صغیر، بین النهرین و به ویژه سبک محلی ، منجر به خلق و برپاداشتن ستون‌های است که از لحاظ شکل ظاهری به ویژه سرستون‌ها ، با ستون های مکشوفه از کشورهای فوق کاملا مغایرت داشته و با ارتفاع تا ۲۰ متر همچون قدرت بی نظیر هخامنشیان به‌طور استوار و در قالب یک سیاست و قدرت تسخیرناپذیر و همانند یک سپاه جاویدان و آتلانتهای یونانی، سنگینی سقف‌های تحمل‌ناپذیر کاخ های حاکمان هخامنشی را با وقار تمام بر دوش می کشند.